ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

منع رهبری؛ تیغ دولبه فراقانونی است!


♦️ معنای پذیرفتن «منع رهبری»! ♦️
خب معلوم است که هیچ عقل سلیمی با نامزدی احمدی‌نژاد با آن کارنامه آلوده‌اش موافق نیست. ولی «نه گفتن» به احمدی نژاد هم فقط با «رأی منفی مردم» لذت و اهمیت پیدا می‌کند و به دلایل زیاد، نباید از «منع رهبری از نامزدی احمدی‌نژاد» خوشحال باشیم.
منع رهبری، یک جور دخالت فراقانونی ایشان در امر انتخابات است. تیغ دولبه ای است که پذیرفتن آن، امروز به نفع مردم و فردا قطعاً به زیان همه خواهد بود.
یادتان هست که «حکم حکومتی رهبری» یک جا به نفع اصلاح‌طلبان به‌کار رفت و در انتخابات سال ۸۴ موجب تأیید صلاحیت دو نامزد اصلاح‌طلبان شد و غریو شادی(!) از اردوگاه حزب مشارکت بلند شد. با همان حکم حکومتی، بعدتر بنای بی‌قانونی‌ها در کشور گذاشته شد و کسی از اصلاح‌طلبان جرأت اعتراض نداشت. چون قبل از همه، نان آن حکم فراقانونی را خود دوستان میل کرده بودند و این تیغ دولبه، گاهی به سود شماست و گاه به زیان شما!
همین حالا حصر خانگی آقایان کروبی و میرحسین و خانم رهنورد بدون هیچ مستند قانونی و فقط با «حکم و منع رهبری» انجام شده است.
▪️ من با همه شناختی که از احمدی‌نژاد و تیم «مفسد و مخرّب» او دارم، از این «منع رهبری از نامزدی احمدی‌نژاد» خوشحال نشده‌ام و معتقدم اگر بدون تقلب انتخاباتی در همان سال ۸۸ «نه» را از صندوق آراء مردم شنیده بود، اثرش ماندگارتر و کاری‌تر بود.
حالا هم اگر رهبری، حضور احمدی‌نژاد را برخلاف مصالح می‌داند، بهتر است ابتدا ساز و کار انتخاباتی را «سالم‌سازی» کند و بگذارد همه در یک «رقابت سالم» (همه نامزدها از ممنوع‌التصویر و حصرشده و نامزدهای مستقل و حتی مخالف) شرکت کنند. آنگاه مردم با صدای خودشان به افراد موّهمی مثل احمدی‌نژاد «رأی نه» خواهند داد. به شرط سلامت انتخابات!
دوستان عزیز! از این منع رهبری خرسند نباشید. هیچ حکم فراقانونی، همیشه به نفع شما باقی نخواهد ماند. امروز اگر به نفع شماست، فردا شاید ابزار سرکوب‌تان باشد.
هرگز «تیغ دولبه» را نبوسید!
[بابک‌داد]
یکشنبه ۴ مهر ۹۵
پاریس
کانال تلگرام 
www.telegram.me/babakdad

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲, جمعه

برسد به دست سردار!

سرلشگر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه، سخنانی گفته که جای حیرت دارد. دو نکته از این سخنان را زیر ذره‌بین می‌گذاریم:
☑ آقای سلیمانی می‌گوید: {بعضی‌ها به غلط می‌خواهند به مردم بقبولانند که ما منزوی هستیم و باید از انزوا خارج شویم. این سوال مطرح است که اگر ما منزوی هستیم؛ پس چرا دشمن می‌خواهد با ما پیمان ببندد و رابطه داشته باشد؟}
▪️ سردار! آیا دولت ویرانگر احمدی‌نژاد و آن حجم تحریم‌های فلج‌کننده، چیزی جز «انزوا» و عزلت نصیب کشورمان کرده بود؟ چه چیزی را کتمان می‌کنید؟
کشورها بعد از امضای توافق هسته‌ای و جلب اعتماد، برای ایجاد رابطه با ایران قدم جلو گذاشتند. آیا این تلاش‌ها گواه این نیست که ایران در اوج عزلت و انزوا بود و بعد از برجام در حال خروج از آن انزواست؟ وارونه کردن حقایق، کدام گره از مشکلات را باز می‌کند؟
☑ به گفته سردار سلیمانی "عمق نفوذی که هم‌اکنون ایران در منطقه دارد در هیچ دورانی وجود نداشته است."
▪️ این «عمق نفوذ در منطقه» به چه بها و قیمتی به دست آمده است؟ آیا واقعاً گمان کرده‌اید حضور مداخله‌گرانه سپاه در سوریه و فرمان پذیری ذلت‌بار از «روسیه کبیر» در آخر بازی، چیزی جز نفرین ملت سوریه و سرافکندگی نصیب شما خواهد کرد؟ از کدام عمق نفوذ سخن می‌گویید وقتی نگاه مردم منطقه و جهان به دخالت‌های ایران در یمن و سوریه و عراق و افغانستان با دیده‌ی «باجگیری» و آتش‌افروزی می‌نگرند؟
این کدام عمق نفوذ است که اعراب و اسرائیل را درباره خطر ایران «همسو» و همدل کرده است؟ این حاصل عمق نفوذ و موفقیت شماست. 
کاش سردار سلیمانی روشن کنند سپاه قدس دقیقاً چه دستاوردی جز نفرت‌پراکنی و «ایران‌هراسی» از این نفوذ اجباری خود در کشورها داشته است؟!
🔹کلام آخر:
سردار! اگر واقعاً دلسوز این مردم و کشور هستید، به سرداران سپاه بفهمانید دست از «گروگانگیری شهروندان دوتابعیتی» در ایران بردارند؟ الان بیشترین انرژی هیأت‌های دیپلماتیک ایران و رئیس جمهور، صرف این می‌شود تا مسئولان غربی از آقایان روحانی و ظریف بخواهند تا درباره آزادی افرادی که در اصل «ایرانی» هستند و به اتهامات واهی توسط سپاه بازداشت شده‌اند، کاری بکنند. کسانی که اصلیت ایرانی دارند و برای استیفای حقوق انسانی آنها، سران کشورهای متبوع‌شان باید «وقت مذاکره و رایزنی‌ها درباره مسائل مهم» را به گفتگو درباره آزادی این افراد بیگناه صرف کنند. این فرصت‌های مذاکرات، می‌توانست به موضوعات کلان‌تری که به نفع پیشرفت کشور است اختصاص یابد.
آیا می‌دانید دخالت‌های هزینه‌آفرین سپاه در منطقه و در بازداشتهای خودسرانه افراد دوتابعیتی، «تمام انرژی دیپلماتیک دولت» را گرفته است؟
سردار! شما از یکطرف خود را سرباز ساده می‌نامید ولی در «عمل» در هیأت و اندازه‌های یک «دولت سایه»، چوب لای چرخ مسائل داخلی می‌گذارید و در جنگ سوریه هم بعنوان پیاده‌نظام روسیه در حال نقش‌آفرینی هستید و بیش از پانصد تن از نیروهای نظامی ایران را قربانی «بقای بشار اسد» کرده‌اید.
سردار! تردید نکنید تا این روند ویرانگر و ماجراجویانه ادامه دارد، «سایه انزوا» از سر ایران دور نخواهد شد. به نفع ایران مدتی از این «عمق نفوذ» در دوردستها کناره بگیرید و بگذارید این مردم بعد از سالها تحریم و انزوا، نفسی بکشند.
[بابک‌داد]
پنجشنبه اول مهر ۹۵
 ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶
به کانال تلگرام بپیوندید:
www.telegram.me/babakdad

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه

دلواپسی تازه‌ای بنام «خودتحریمی»!

▪️ قانون جهانی نه «خودتحریمی»! ▪️
بعد از امضای برجام، اصولگرایان مدام فشار می‌آوردند که چرا تحریم‌های بانکی هنوز رفع نشده؟ مشکل آنها البته مبادلات ارزی مردم و بازرگانی کشور نبود، بلکه مشکل «جابجا کردن ارزهای حمایتی» به مقصد دوستان در لبنان و فلسطین و یمن و یک جاهایی در دنیا بود!
حالا که بانکهای ایران وارد چرخه جهانی شده‌اند، دلواپسان انگار به دیوار محکمی به نام قوانین بانکداری جهانی خورده‌اند!
یک شرط اصلی برای ورود بانکهای ایرانی به «چرخه جهانی» این است که بانکهای ایرانی هم مثل تمام بانکهای جهان از مبادلات مالی و ارزی با گروههای فهرست «تروریسم و حامیان آن» خودداری کنند وگرنه به سختی «جریمه» خواهند شد. این «ممنوعیت» برای همه بانکهای جهان اعمال می‌شود و حالا بانکهای ایرانی در صورت ورود به چرخه مالی بین‌المللی باید آن قانون را هم اجرا کنند. علاوه بر اینکه از همکاری با نهادهایی که متهم به «پولشویی» هستند باید پرهیز کنند.
مطابق این قانون؛ سپاه و قرارگاه خاتم‌الانبیا و برخی اشخاص حقیقی که در لیست حامیان تروریسم قرار دارند، نباید بتوانند از سیستم بانکی در هیچ کجای دنیا استفاده کنند. پس؛ متهمان «پولشویی» و حامیان گروههای تروریستی از ظرفیت بانکی در هیچ کشوری نمی‌توانند سوءاستفاده کند.
این خلاصه‌ترین چیزی است که می‌توان درباره علت «تحریم بانکی سپاه» توسط بانکهای داخلی (ملت و …) بیان کرد. آنها با مظلوم‌نمایی نام این قانون را «خودتحریمی» گذاشته‌اند و دولت را مقصر می‌دانند. لابد برای اینکه از این آب هم یک ماهی انتخاباتی صید کنند. اما خوب می‌دانند که نظام بانکی جهانی در مورد قوانین سختگیرانه‌اش با هیچکس تعارف ندارد. حتماً بارها خبر جریمه‌های سنگین بانکهای معتبر دنیا را بخاطر نقض این قوانین خوانده و شنیده‌اید. اکنون بانکهای ایرانی هم مثل بانکهای بزرگ جهان، ناچارند به این قوانین تن دهند‌. و اگر با یکی از اعضای فهرست حامیان تروریسم، کمترین مبادلات ارزی کنند، به شدیدترین شکلی جریمه خواهند شد.
اکنون پرسش این است: برای اصولگرایان و دلواپسان آیا اقتصاد کشور مهمتر است یا حمایت مالی و ارزی سپاه از گروههای حماس و حزب‌الله؟! آیا بخاطر «رعایت قانون جهانی» توسط بانکهای ایران، منطقی است که بانکهای داخلی و برجام و قوانین را زیر سئوال ببرند؟
پرسش آخر از دلواپسان است که مدام درباره «علت برقرار نشدن سیستم سوییف» برای مردم اشک می‌ریختند. اکنون سوییفت بین‌بانکی وصل شده و بانکهای ما به جهان وصل شده‌اند. اما برای باقی ماندن در این بازار، باید قوانین آن را هم رعایت کنند. چرا رعایت قانون فریاد دلواپسان را در آورده است؟ اگر واقعاً دلسوز ملت هستند صادقانه بگویند این مردم مصیبت‌زده تا چه زمانی باید بخاطر حمایت حکومت از گروههای تروریستی، زیر تحریم و فشار خورد و له شوند؟
یک بار سعی کنند واقعیت را آنگونه که هست بشنوند؛ هرگونه مبادلات ارزی برای این گروهها مصداق حمایت از تروریسم است و بانکهای ایران باید هزینه گزاف و جریمه این حمایت‌ها را از «جیب ملت» بدهند. دلواپسان که چندان درد مردم را ندارند و سهم خود را از سفره انقلاب بر می‌دارند. اما ملت ایران راضی می‌شوند که با بی‌مسئولیتی عده‌ای متوّهم، باز هم در منجلاب جریمه و تحریم و فشار قرار بگیرند؟
برادران متوّهم! کمی هم «واقعیت‌ها» را ببینید. این رعایت قانون «خودتحریمی» نیست؛ بلکه اجرای قوانین جهانی بانکی در بانکهای کشورمان است و ایران هم یک «جزیره جداگانه» نیست که مدام از زیر قوانین جهانی شانه خالی کند. آیا درک این موضوع آنقدر دشوار است؟
[بابک‌داد]
یکشنبه ۱۴ شهریور ۹۵
کانال تلگرام
www.telegram.me/babakdad

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۹, جمعه

تب طغیان‌گری «علم‌الهدیٰ»!

علم‌الهدیٰ و تبعات امنیتی و ملی «سازِ خودمختاری‌اش»!

علم‌الهدیٰ بدنبال فدرالیسم است یا ملوک‌الطوایفی مذهبی؟ •
در دوره‌های مختلف تاریخی، بحث خودگردانی در مناطق و استانهای ایران بعنوان «یکی از» راه‌حل ‌های رفع تبعیض و فقر بین مناطق مختلف کشور مطرح بوده است. اگرچه مبحث مهم فدرالیسم حتماً نیازمند «زیربناهای اجتماعی و بسترسازی فرهنگی» است تا در درک «قواعد فدرالیسم» سوء استفاده و کج‌فهمی ایجاد نشود و کشورمان گرفتار تجزیه نشود. بدون بسترسازی لازم؛ فدرالیسم مذهبی هم مثل دموکراسی دینی تبدیل به یک آش شله قلمکار مانند «دموکراسی ولایی!» می‌شود. و مثل دوره چوپانیان، کشورمان را به ورطه «ملوک‌الطوایفی» خواهد انداخت. 
لابد می‌دانید که بعد از مغول‌ها و پایان حکومت ایلخانیان و چوپانیان، چون حکومت مرکزی وجود نداشت، قبایل و طایفه‌ها در جای‌جای کشور برای خودشان حکومت مستقل محلی تشکیل دادند و مثل همین آقای علم‌الهدیٰ در مشهد «اعلام خودمختاری» نمودند و قوم و طایفه خودشان را حاکم بر مردم آن دیار کردند!
امروزه آقای علم‌الهدیٰ امام جمعه مشهد درباره ممنوعیت کنسرت‌های قانونی و ممنوعیت جذب توریست خارجی(!) در خطه مشهد گفته: « هر کسی کنسرت می‌خواهد از مشهد ما برود!» آیا او با این اظهارات، بحث خودمختاری و فدرالیسم را (از دید خودش لابد فدرالیسم مذهبی را) شروع کرده است؟! روزنامه اطلاعات هم شهرهای قم و مشهد را بخاطر «وجهه زیارتی‌شان» مستثنی دانسته و با دادستان و امام‌جمعه مشهد همراهی کرده است. امام‌جمعه مشهد همچنین چندی قبل در سخنانی عجیب گفته بود: امام‌جمعه هر شهر «امامزاده» آن شهر است!
شاید علم‌الهدیٰ با اجازه رهبر این حرفها را زده و شاید هم مأموریت دارد تا دوباره بحث «ملوک‌الطوایفی» را در اندازد. وگرنه تا حالا حتی صحبت از خودگردانی استانها هم «خط قرمز» جمهوری‌ اسلامی بوده و بسیاری را بخاطر همین اتهام خودمختاری کشته‌اند.
نتیجه‌گیری منطقی همین است. قاعدتاً وقتی حجت‌الاسلام احمد علم‌الهدیٰ «نماینده ولی فقیه»؛ قوانین دولت قانونی را رد می‌کند و وزیر ارشاد دولت هم با ضعف و بی‌چاره‌گی تسلیم ایشان می‌شود و عقب‌نشینی می‌کند؛ پس لابد «نظر رهبری» هم بر طایفه‌سالاری است.
به عبارت دیگر؛ اگر سرپیچی از قوانین دولت مرکزی توسط علم‌الهدیٰ «حلال و مجاز» شده، لابد رهبر و حکومت هم مایل هستند تا بحث درباره «خودمختاری استانهای کشور» آغاز شود! و این البته یک رخداد تاریخی است! آن هم در کشوری که بخاطر تمرکزگرایی، از استانهای دیگر غفلت می‌شود و در برخی از استانها، خودگردانی و فدرالیسم «طرفدارانی» دارد که حالا با اقدام علم‌الهدیٰ راحت‌تر می‌توانند ابراز نظر کنند! اما آیا آقایان فکر تبعاتش را هم کرده‌اند؟ شک دارم.
به هر حال یادمان باشد ورود آقای علم‌الهدیٰ به مقوله خودمختاری و (فدرالیسم) را هرگز فراموش نکنیم. نتیجه خوب و یا تبعات بد این طغیانگری علم‌الهدیٰ (چه کشورمان خدای نکرده به سوی «تجزیه» برود و یا نه، مثل ایالات متحده آمریکا «فدرالیسم موفقی» بسازد!) همه را باید بنام احمد علم‌الهدیٰ «نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی» گذاشت که برای اولین بار، سنگ‌بنای این طغیانگری را از مشهد آغاز کرده و از «بالا» هم نهیبی به او نزده‌اند.
من که باور ندارم رهبر و مسئولان نظام از «فراگیر شدن» این سرکشی و طغیان علم‌الهدیٰ نسبت به مجوزهای قانونی دولت و از «تبعات امنیتی» این اعلام خودمختاری بی‌خبر باشند. که اگر باخبر بودند و حتی «تصور تبعات» چنین رفتاری را می‌کردند، بدون درنگ باید واکنشی محکم به او نشان می‌دادند. نتیجه اینکه اگر واکنشی نشان نداده‌اند یعنی اقدامات علم‌الهدیٰ از «بالا» تأیید شده. بماند که اگر تب خودمختاری به «متن جامعه» و سایر استانها برسد، حکومت هم به «عرق» بدی خواهد نشست! قضیه اخیر «دعوای آب» در میان هموطنان نمونه ساده‌ای برای درک اهمیت این موضوع است.
برگردیم به تاریخ. اولین قربانی هرج و مرج خود حکومت بود و «سلسله چوپانیان» (آل چوپان) قربانی رفتار خویش شدند. مطمئنم در آن زمان هم یک بابایی مثل علم‌الهدیٰ از سر سادگی و خیلی بی‌موقع «نی جدایی» زده بود که اول دامن سلسله چوپانیان و بعد دامن ولایات را گرفت و «ملوک‌الطوایفی» راه افتاد و هرج‌ومرج در ایران بالا گرفت!
در پرانتز بگویم فدرالیسم، یکی از دستاوردهای بشر برای تقسیم قدرت بین ولایات اما زیر یک پرچم متحد است. چیزی که در ایران مصیبت‌زده امروز، به هرج‌ومرج خواهد انجامید متأسفانه. پس بحث درباره آن را به وقتش واگذار کنیم. با همه اینها، من شخصاً با تقسیم ثروت و قدرت در استانهای ایران موافقم. ولی در عین حال می‌دانم در ایران کنونی، طغیان و سرکشی امثال علم‌الهدیٰ فقط به همه‌گیری این رفتارها می‌انجامد و باعث «تجزیه و جنگ داخلی و نابودی کل مملکت» می‌شود. و البته قربانی اول خود حاکمیت خواهد بود.
لابد مقامات نظام می‌دانند که به مصداق حدیث «الناس علی دین ملوکهم» {مردم از روش حاکمان الگو می‌گیرند} هزینه‌ها و تبعات بعدی اظهارات امثال علم‌الهدیٰ در متن جامعه، بر عهده رهبری و سران نظام خواهد بود. اگر این را می‌فهمند، جلوی یکه‌تازی او را بگیرند. و اگر این را هم نمی‌فهمند که هیچ!
پناه می‌بریم به خدا که ایران را از خطر تجزیه و هرج‌ومرج و طایفه‌سالاری امثال علم‌الهدیٰ‌هاٰ حفظ کند.
بابک‌داد
پنجشنبه ۲۸ مرداد۹۵
پاریس

کانال تلگرام
www.telegram.me/babakdad

توئیتر 
www.twitter.com/babakdad1

فیسبوک
www.facebook.com/babakdad.page

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

معنای «ایجاد پایگاه نظامی بیگانه در خاک ایران»!

کنایه تلخ منتظری: 
♦️«تقدیم پایگاه هوایی همدان» به روسیه یعنی «هممون ...»!♦️
خب، از حکومتی که حتی به «قانون اساسی ناقص» خودش هم وفادار نبوده و نیست، آیا می‌توان انتظار داشت که اصول آن را رعایت کند؟!
من در آذرماه پارسال (۱۳۹۴) بعد از سفر ولادیمیر پوتین به تهران، درباره رفتار حقارت‌بار و «کرنش سران نظام» در برابر پوتین و ابرقدرت شرقی مطلبی نوشتم که شاید امروز بهتر خوانده شود. امروزی که با گستاخی، ایران را به مستعمره و حیاط خلوت روسیه تبدیل کرده‌اند. امروزی که بر خلاف اصل ۱۴۶ قانون اساسی، پایگاه نظامی هوایی همدان را به هواپیماهای جنگنده روسی تقدیم کرده‌اند! و چه شرّها و گرفتاری‌هایی که در پس این واگذاری پایگاه نظامی در راه است و دامن مردم ما را خواهد سوزاند.
بخشی از یادداشت ۲۹ آذرماه ۹۴ :
🔸{یکی‌یکی از بین رفتند؛ «شعارها و آرمان‌های!» انقلاب ۱۳۵۷ را می‌گویم‌. همان آرزوهای بلندی که حالا دیگر شبیه «قصه و شوخی تلخی» شده‌اند که هیچکس حتی حاضر نیست بازگوی‌شان کند و مردم هم نمی‌خواهند حضور در چنان انقلابی را گردن بگیرند‌.
«آرمان‌هایی» مثل: آزادی، استقلال، رأی ملت، عدالت، برابری، مبارزه با تجملات و اشرافی‌گری حاکمان، … اینها و بسیاری شعارهایی جذاب دیگر، حالا جملگی بر باد رفته‌اند. و دیگر فقط یک «پوستهٔ چروکیده و خشک» از آن آرمان‌های بلند باقی مانده است.
اکنون ایران به بازیگر منطقه‌ای و «پیاده‌نظام  روسیه‌ی کبیر!» تبدیل شده و به پشتوانه روسیه، برای این و آن خط‌و‌نشان می‌کشد‌. امروزه تهران، حیاط خلوت آقای ولادیمیر پوتین است.} / بخش اول
☑️ نه اینکه فقط به رهبر انتقاد کرده باشم. «دولت تدبیر!» هم در این مسیر، کارهایی برخلاف منافع ملی ما کرد. این چندخط را هم از آن نوشته بخوانید که متاسفانه در «هر دو مورد» پیش‌بینی‌ها درست از آب در آمدند:
🔸{ در دولت هم وضعیت بر همین مدار است. رئیس‌جمهور اعلام کرده: ایران قصد ندارد جای روسیه را در بازار گاز اورپا بگیرد! حال آنکه ما بیشترین ذخایر گازی جهان را داریم و از اوکراین و ترکیه تا کشورهای دیگر اروپایی، همه مشتریان بالقوه این «گاز فرّار» هستند. اما برای آنکه روسیه را نرنجانیم، این بازار را هم خالی می‌کنیم! دیر نیست که از حقوق مسلم ایران در دیرکرد تحویل سامانه پدافندی که بالغ بر «چهار میلیارد دلار» می‌شود بگذرند، تا رضایت پوتین را بیشتر جلب کنند!} /بخش دوم
☑️ بعدتر از آذرماه پارسال دیدیم که دولت از هر دو حق مسلم ایران در گاز و شکایت از بدعهدی روسیه گذشت و حالا هم در برابر نقض اصل ۱۴۶ قانون اساسی «خفقان» گرفته‌ است!
آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور قسم خورده «پاسدار قانون اساسی» باشد. و اصل ۱۴۶ «مخالفت صریحی» با واگذاری هرگونه پایگاه نظامی به خارجی‌ها دارد. 
در انقلاب ۵۷ قرار بود «نه شرقی و نه غربی» باشیم. اما حالا هم به غرب محتاجیم و هم برای شرق تبدیل به یک سرباز حقیر شده‌ایم. و این یعنی…؟!
به قول آقای منتظری در نوار صوتی؛ «وقتی مسئولان نظام دارند برخلاف قانون و آنچه قبلاً گفته‌اند عمل می‌کنند؛ انگار دارند می‌گویند: قبلاً «هممون گ... خوردیم!!»
چه‌قدر مثال می‌شود پشت هم آورد از عقب‌نشینی مکرر نظام و دولت از وعده‌های قبلی‌شان. و این تک‌جمله کنایه آمیز و تلخ زنده‌یاد منتظری چقدر گویاست.
[بابک‌داد]
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۹۵
 ۱۷ اوت ۲۰۱۶
پاریس
⏬ متن آن یادداشت را درباره استقلال از دست رفته ایران در لینک زیر می‌توانید مطالعه کنید.
http://babakdad.blogspot.fr/2015/12/blog-post_20.html
◀️ تلگرام بابک‌داد
www.telegram.me/babakdad